شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۱۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غم ز محنت خانه من شاد می آید برونسیل از ویرانه ام آباد می آید برون
۲
دامن دولت به آسانی نمی آید به دستاین هما از بیضه فولاد می آید برون
۳
از غم عشاق حسن لاابالی فارغ استبا هزاران طوق، سرو آزاد می آید برون
۴
تا گشاید عقده ای از زلف آن مشکین غزالخون ز چشم شانه شمشاد می آید برون
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth