خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۱۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دشمن از غمخانه من شاد می آید برونسیل روشن زین خراب آباد می آید برون
۲
دور گردان را به آتش رهنمایی می کنداز سپند من اگر فریاد می آید برون
۳
تا غبار خط ازان رخسار می گردد بلندعاشقان را گرد از بنیاد می آید برون
۴
شهپر دولت فلک پرواز می گردد ز تیغاین هما از بیضه فولاد می آید برون
صفحهٔ ۱ از ۳