شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۱۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غم کجا از سینه بی غمخوار می آید برون؟کی به پای خویش از پاخار می آید برون؟
۲
عندلیبی را که سر در زیر بال خود کشیدبرگ عیش از غنچه منقار می آید برون
۳
قانع از دریای پر گوهر به کف گردیده استهر که از میخانه با دستار می آید برون
۴
بر ندارد چهره زرد از رکاب کهربابرگ کاهی کز ته دیوار می آید برون
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth