خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۱۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از تن خاکی دل صد پاره می آید بروناین شرر آخر ز سنگ خاره می آید برون
۲
نیست از بخت سیه دلهای روشن را غبارروشن از خاکستر آتشپاره می آید برون
۳
دل مخور ز اندیشه روزی که گندم از زمینسینه چاک از شوق روزی خواره می آید برون
۴
غنچه چون گل شد، ز حفظ بوی خود عاجز شودآه بی تاب از دل صد پاره می آید برون
صفحهٔ ۱ از ۲