خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۱۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ناله ما سینه چاک از سینه می آید برونگوهر ما سفته از گنجینه می آید برون
۲
ناز او با من بود از دیده حیران که حسنسر گران از خانه آیینه می آید برون
۳
کنج عزلت را غنیمت دان که می ریزد ز هممشک تا از خرقه پشمینه می آید برون
۴
در نمی گیرد فسون در مار چون شد اژدهامشکل از دل کینه دیرینه می آید برون
صفحهٔ ۱ از ۲