خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۱۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای لب لعل ترا خون یمن در آستینهر سر موی ترا چین و ختن در آستین
۲
گرچه دلگیرست چون شام غریبان طره اشدارد از رخسار او صبح وطن در آستین
۳
غیرت عشق زلیخا بود مانع، ورنه داشتبوی یوسف ساکن بیت الحزن در آستین
۴
در گلستانی که من گریان در آیم، غنچه هاخنده را پنهان کنند از شرمن من در آستین
صفحهٔ ۱ از ۳