خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۱۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در گلستانی که ریزد خون بلبل بر زمیندر لباس لاله گردد جلوه گر گل بر زمین
۲
زود در چاه ندامت سرنگون خواهد فتادهر که پای خود گذارد بی تأمل بر زمین
۳
سرو پا در گل کجا و لاف آزادی کجاسایه آزادگان دارد تغافل بر زمین
۴
عشق امانت دار معشوق است، ازان رو گل گذاشتنقد و جنس خویش را در پیش بلبل بر زمین
صفحهٔ ۱ از ۳