خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۱۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نباشد لقمه ای بی خون دل بر خوان درویشاننگردد خشک هرگز از قناعت نان درویشان
۲
نریزند آبروی خویش بهر عمر جاویدانکه باشد آبرو سرچشمه حیوان درویشان
۳
از ایشان جوی همت گر هوای سلطنت داریکه تاج و تخت باشد کمترین احسان درویشان
۴
اگر چه دستشان کوتاهتر از آستین باشدبود گوی فلک ها در خم چوگان درویشان
صفحهٔ ۱ از ۲