خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۱۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرشک تلخ را مشک بود صاحب اثر کردنوگرنه سهل باشد آب شیرین را گهر کردن
۲
پر تیر تو می ریزد به خاک ای شمع بی پرواندارد صرفه ای پروانه را بی بال و پر کردن
۳
چنان خود را درین دریای پر شور سبک کردمکه چون کف می توانم کشتی از موج خطر کردن
۴
ستم بر زیر دستان نیست از مردانگی، ورنهبه آهی می توانم چرخ را زیر و زبر کردن
صفحهٔ ۱ از ۲