خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۲۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فقیران را به چوب منع از درگاه خود راندنبه شمع دولت بیدار باشد دامن افشاندن
۲
مگردان روی گرم از دوستان تا دولتی داریکه از یک شمع روشن می توان صد شمع گیراندن
۳
به خاموشی ز زخم خصم بد گوهر مشو ایمنکه آب تیغ طوفان می کند در وقت خواباندن
۴
دهد هر کس به ریزش دست خود در زندگی عادتبه نقد جان به آسانی تواند دست افشاندن
صفحهٔ ۱ از ۲