خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۲۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مروت نیست جرم بوسه دزدان را نبخشیدنکه بس باشد قصاص این گناه سهل، لرزیدن
۲
مرا زان قد موزون نیست جز خمیازه خشکیخنک آبی که بتواند به پای سرو غلطیدن
۳
بهار خنده را در آستین چون غنچه پنهان کنکه می شوید رخ گل را به خون بی پرده خندیدن
۴
ز شبنم چهره پوشیدن رویان رنگ می بازدبه هر تردامنی چون گل مناسب نیست جوشیدن
صفحهٔ ۱ از ۳