خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۲۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مروت نیست می در پرده، ای رعنا رسانیدنبه یاران خون خوراندن، باده را تنها رسانیدن
۲
خرابات جهان خالی شد از خونابه آشامانمی یک بزم می باید مرا تنها رسانیدن
۳
به کاوش نیست حاجت چشمه دریا دل ما راندارد حاصلی ناخن به داغ ما رسانیدن
۴
شرار از سنگ تا آمد برون پروازش آخر شدچه بال و پر توان در سینه خارا رسانیدن؟
صفحهٔ ۱ از ۳