شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۲۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نشان از بی وجودی نیست در روی زمین از منز گمنامی چه خونها در جگر دارد نگین از من
۲
ز اشک آتشین خط شعاعی گشته مژگانمز خجلت شمع دزدد گریه را در آستین از من
۳
زنم نقش امیدی هر زمان بر آب، ازین غافلکه می دارد دریغ آن تندخو چین جبین از من
۴
به خونم چون کباب امروز فتوی می دهد طفلیکه رویش چون نگاه گرم گردید آتشین از من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth