خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۲۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نبالد بر خود از شهرت دل نازک خیال منز انگشت اشارت بیش می کاهد هلال من
۲
ز برق تشنگی از خرمن من دود اگر خیزدبه آب زندگی لب تر نمی سازد سفال من
۳
نبیند با هزاران چشم پیش پای خود گردوناگر از دل قدم بیرون نهد گرد ملال من
۴
تمنای وصالش چون به گرد خاطرم گردد؟پریرویی که از تمکین نیاید در خیال من
صفحهٔ ۱ از ۲