شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۲۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گهی در بحر سرگردان و گاهی در سرابم منز خشک و تر چو موج از خوش عنانی در عذابم من
۲
نمی سوزد دلی بر من مگر اشک کبابم من؟به خونم عالمی تشنه است پنداری شرابم من
۳
خرابات وجود من عمارت برنمی داردعبث در فکر تعمیر دل پر انقلابم من
۴
به جز کسب هوا از من دگر کاری نمی آیددرین دریای پر آشوب پنداری حبابم من
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth