شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۲۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل نشکسته نتوان برد از ارض و سما بیروننمی آید مسلم دانه ای زین آسیا بیرون
۲
نیفتی تا ز پا، دست طمع در آستین بشکنعصا را می کنند این قوم از دست گدا بیرون
۳
اگر آزاده ای بار لباس از دوش خود بفکنکه چون سرو از تن آزادگان آید قبا بیرون
۴
کدامین سنگدل کرده است این نفرین، نمی دانمکه آرد شمع ما سر از گریبان صبا بیرون
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth