خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۲۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شنیدم دختر رز را ز محفل کرده ای بیرونبه جان خود بگو جانا که از دل کرده ای بیرون؟
۲
اگر در پرده فانوس، اگر در غنچه می بینمتو از شوخی سری از جیب محمل کرده ای بیرون
۳
همیشه مردم چشم من از خون جگر پوشدلباسی را که پنداری ز بسمل کرده ای بیرون
۴
دم عیسی به استقبال روحت جان فشان آیدگر از خود جامه آلوده گل کرده ای بیرون
صفحهٔ ۱ از ۲