خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۲۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نرسد هیچ کمالی به سخن سنجیدنکه سخن را صله ای نیست به از فهمیدن
۲
می خلد بیشتر از شیون ماتم در دلسخن آهسته نگفتن، به صدا خندیدن
۳
لب خاموش مرا بر سر حرف آوردنهست احوال ز بیمار گران پرسیدن
۴
خار از چیدن دامن، گل بی خار شودپرده عیب جهان است نظر پوشیدن
صفحهٔ ۱ از ۴