خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۲۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کار دریاست ز هر موج خطر خندیدنرو نکردن ترش از تلخ، شکر خندیدن
۲
شیوه زنده دلان است درین باغ چو گلهمه شب غنچه شدن، وقت سحر خندیدن
۳
می کند خرده جان سفری را باقیبر رخ سوختگان همچو شرر خندیدن
۴
بسته لب باش که چون غنچه گل می افتدرخنه در قصر حیات تو ز هر خندیدن
صفحهٔ ۱ از ۳