خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۲۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خون پامال بود شبنم گلزار وطندهن گرگ بود رخنه دیوار وطن
۲
این زمان پنجه شیرست به خونریزی منخارخاری که به دل بود ز گلزار وطن
۳
سبزه در زیر سر سنگ ترقی نکندقدمی پیش نه از سایه دیوار وطن
۴
اول از گوهر من آب طراوت می ریختخونم افسرده شد از سردی بازار وطن
صفحهٔ ۱ از ۳