خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۲۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نشود دام رهم جلوه هر تر دامنمی کشد موجه من از کف کوثر دامن
۲
با جگر سوختگان صحبت من درگیردنزنم همچو شرر دست به هر تردامن
۳
نیست یک شب که به قصد دل مینایی منآسمان سنگ کواکب نکند در دامن
۴
دست در دامن خورشید سبکسیر نزدبر کمر هر که نزد چون مه انور دامن
صفحهٔ ۱ از ۳