خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۳۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به شکر این که نه ای، ای صراحی از دورانبه پای خم برسان سجده ای ز مخموران
۲
ز لاف دیده وری بی بصر به چاه افتدفزاید از ره نارفته کوری کوران
۳
ز مال، تلخی حسرت بود نصیب حریصز نوش خویش بود نیش رزق زنبوران
۴
همین بس آفت نخوت که در زمان حیاتز سرکشی علف دوزخند مغروران
صفحهٔ ۱ از ۳