شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۳۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی ز صافی چشم تو چشم جان روشننسیم پیش خرام تو بوی پیراهن
۲
ازان همیشه تر و تازه است سنبل زلفکه بی حجاب کند با تو دست در گردن
۳
ز خاک، دست و گریبان به سرو برخیزدبه خاک هر که شود قامت تو سایه فکن
۴
ز برگ لاله این باغ سرسری مگذرکه لیلیی سر مجنون نهاده در دامن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth