شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۳۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سخن ز مهر و وفا با تو بی وفا گفتنبود به گوش گران حرف بی صدا گفتن
۲
نه آنچنان تو به بیگانگی برآمده ایکه در لباس توان حرف آشنا گفتن
۳
به داد من برس ای کافر خداناترسکه مانده شد نفسم از خدا خدا گفتن
۴
ترحم است بر آن بی زبان بزم وصالکه یک سخن نتواند به مدعا گفتن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth