خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۳۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به درد و داغ توان گشت کامیاب سخنبه قدر گریه و آه است آب و تاب سخن
۲
زبان خامه به بانگ بلند می گویدکه می شود ز دل چاک فتح باب سخن
۳
گلابها اگر از آفتاب تلخ شوندز سوز عشق بود تلخی گلاب سخن
۴
سخن که شور قیامت ز دل نینگیزدبه کیش زنده دلان نیست در حساب سخن
صفحهٔ ۱ از ۵