خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۳۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز عشق صبر تمنا نمی توان کردنقرار در دل دریا نمی توان کردن
۲
ز صدق شد دهن صبح پر ز خون شفقبه حرف راست دهن وا نمی توان کردن
۳
به سنگ خاره عبث تیشه می زند فرهادبه زور در دل کس جا نمی توان کردن
۴
مرا ز آینه روی یار چون طوطیبه حرف و صوت دل آسا نمی توان کردن
صفحهٔ ۱ از ۳