شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۳۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دمید صبح، سر از خواب بیخودی برکنز اشک گرم می آتشین به ساغر کن
۲
مشو چو قطره شبنم گره درین گلزارتلاش صحبت آن آفتاب انور کن
۳
مبر به کوی خرابات دردسر زنهارز خون دل می بی دردسر به ساغر کن
۴
به نور عقل ره دور عشق نتوان رفتچراغ آهی ازان روی آتشین برکن
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth