خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۳۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبا برون نرود از غبار خاطر منفزون ز برگ درخت است بار خاطر من
۲
در آسمان بنشیند به خاک، تیر شهابچنین بلند شود گر غبار خاطر من
۳
ز تازه رویی من باغ اگر چه سیراب استز بار سرو فزون است بار خاطر من
۴
عرق به چهره صافت، که چشم بد مرساد!نمونه ای است ز صبر و قرار خاطر من
صفحهٔ ۱ از ۲