شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۳۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زمین به لرزه درآید ز دل تپیدن منشود سپهر زمین گیر از آرمیدن من
۲
شکوه دانه من تا به آسمان چه کنددو نیم شد جگر خاک از دمیدن من
۳
گذشت عمر به خامی، مگر قضا افکندبه آفتاب قیامت ثمر رسیدن من؟
۴
توان شنیدن آواز حلقه در مرگاگر گران نبود گوش از خمیدن من
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth