شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۳۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به تن علاقه ندارد روان ساده منبرنده است چو تیغ آب ایستاده من
۲
مرا به شیشه کند چون سپهر مینایی؟که خشت از سر خم کند جوش باده من
۳
کشاکش رگ جان من اختیاری نیستچو موج در کف دریا بود اراده من
۴
مرا به دانش رسمی مبر ز راه، که نیسترقم پذیر چو آیینه لوح ساده من
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth