شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۳۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شده است در همه عالم سمر غریبی مندویده است به هر رهگذر غریبی من
۲
چو آفتاب به تنها روی برآمده امزیاده می شود از همسفر غریبی من
۳
نمی توان ز غریبی به گرد فکر رسیداگر به فکر شود همسفر غریبی من
۴
شوند در وطن خود غریب یکسر خلقکند به اهل جهان گر اثر غریبی من
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth