شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۳۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گشتم غبار و غیرت ناورد من هماندر چشم خصم خاک زند گرد من همان
۲
میخانه را به آب رسانید ساغرمگل می کند خزان ز رخ زرد من همان
۳
صبح قیامت از تب خورشید شد خلاصاز استخوان برون نرود درد من همان
۴
دارم چو صبح اگر چه به بر آفتاب راخون می تراود از نفس سرد من همان
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth