شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۳۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مژگان او ز سنگ کند جوی خون رواناز سنگ این خدنگ کند جوی خون روان
۲
آن بلبلم که دیدن بال شکسته اماز چشم سخت سنگ کند جوی خون روان
۳
از ناخن شکسته چه آید، که این گرهالماس را ز چنگ کند جوی خون روان
۴
رخسار او دو آتشه چون گردد از شرابیاقوت را ز رنگ کند جوی خون روان
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth