خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۳۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل را به هم شکن که فروزان شود ز حسنکآیینه شکسته چراغان شود ز حسن
۲
گر تن دهد به کاوش مژگان اسیر عشقهر رخنه ای ز دل لب خندان شود ز حسن
۳
هر سینه ای که هست در او خارخار عشقبی منت بهار، گلستان شود ز حسن
۴
شورابه سرشک اسیران تلخکامشیرین چو آب چشمه حیوان شود ز حسن
صفحهٔ ۱ از ۲