خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۳۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل را به آتش نفس گرم آب کنای غافل از خزان گل خود را گلاب کن
۲
چون شعله خوش برآی به دلهای خونچکاننقل و شراب خویش ز اشک کباب کن
۳
از عمر هر نفس که به افسوس بگذردصبح امید خویش همان را حساب کن
۴
ویرانه را چه فرش به از نور آفتاب؟تعمیر دل به ساغر چون آفتاب کن
صفحهٔ ۱ از ۳