خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۳۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون آفتاب و ماه نظر را بلند کنراهی که مشکل است ز همت سمند کن
۲
این راه دور بیش ز یک نعره وار نیستای کمتر از سپند، صدایی بلند کن
۳
خون می خورد ز شوق لقای تو جوی شیراز تنگنای نی سفری همچو قند کن
۴
این کارخانه ای است که خون شیر می شودهر چیز ناپسند تو باشد پسند کن
صفحهٔ ۱ از ۳