خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۳۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در کاسه سپهر کند خاک گرد منرحم است بر کسی که شود هم نبرد من
۲
در شهربند عافیت از خاکساریمدیوار می کشد به ره سیل گرد من
۳
بی اختیار آب روان می کند ز چشمچون آفتاب دیدن رخسار زرد من
۴
یک نقطه است اشک در مجموعه غممیک مصرع است آه ز دیوان درد من
صفحهٔ ۱ از ۳