خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۴۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آرد به وجد سوختگان را نوای منمردافکن است باده مردآزمای من
۲
دلهای خامسوز چه داند که چون کبابخون می چکد ز ناله دردآشنای من
۳
در هر دلی که نیست در او کوه درد و غمصورت پذیر نیست که پیچید صدای من
۴
سیلی که پشت پای زند هر دو کون راخونابه ای است از دل بی مدعای من
صفحهٔ ۱ از ۲