خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۴۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با درد بود صاف دل ساغر مستاننخوت نفروشد به خزف گوهر مستان
۲
پروای کله گوشه خورشید ندارداز ابر خورد آب، دماغ تر مستان
۳
عقل است که در پرده ناموس حصاری استپوشیده و پنهان نبود جوهر مستان
۴
خواهی که ترا عقل عسس بند نسازدمگذار بورن پای خود از کشور مستان
صفحهٔ ۱ از ۳