خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۴۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی آب نگردد گهر حسن ز دیدنباریک نگردد لب ساغر ز مکیدن
۲
تا در دل صیاد، تمنای شکارستاز خاطر آهو نجهد فکر رمیدن
۳
چون تیر گذشت از نظر آن سرو خرامانآیین خدنگ است به دنبال ندیدن
۴
آگاهی ما در گرو بی خبری نیستخواب از سر ما می پرد از چشم پریدن
صفحهٔ ۱ از ۳