خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۴۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل به خرابات حقیقت گذری کنخود را به دو پیمانه جهان دگری کن
۲
با مردم دیوانه قلم را نبود کاراز داغ جنون تیر قضا را سپری کن
۳
کردی سفر دور بسی سود نبخشیدیک بار هم از خود سفر مختصری کن
۴
با آب و زمین عذر ز دهقان نپذیرندتقصیر مکن دانه خود را شجری کن
صفحهٔ ۱ از ۴