شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۴۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آتشین رویی که شد آیینه دل آب ازومرکز پرگار حیرت می شود سیماب ازو
۲
نامسلمانی که تسبیح مرا زنار کردچون دل قندیل می لرزد دل محراب ازو
۳
گوهری را کز محیط عشق من خوش کرده امخاتم جم می شود هر حلقه گرداب ازو
۴
ماه شبگردی کز او ویرانه من روشن استچاکها در سینه دارد چون کتان مهتاب ازو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth