شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۴۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر که را دل آب شد از روی آتشناک اوشبنم گلزار جنت گشت چشم پاک او
۲
سر برآورده است اینجا از گریبان بهشتهر که را باشد سری با حلقه فتراک او
۳
باده لعلی که خون در ساغر من می کندتازه رو از گریه شادی است دایم تاک او
۴
دامن حیرت به دست آور که سر عشق رادرنیابی تا نگردی عاجز از ادراک او
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth