شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۴۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می دود هر کس ز خود بیرون به استقبال اوسایه چون نقش قدم می ماند از دنبال او
۲
بس که سرو قامت او دلپذیر افتاده استبرندارد دل به رفتن آب از تمثال او
۳
نقش پای او به خون بی گناهان محضری استبس که گردیده است خون عاشقان پامال او
۴
ما ز بوی پیرهن قانع به یاد یوسفیمنعمت آن باشد که چشمی نیست در دنبال او
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth