خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۴۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلنشین افتاده است از بس که خط و خال اوریشه در آیینه چون جوهر کند تمثال او
۲
حیرت آن روی آتشناک مهر لب شده استورنه صد فریاد دارد هر سپند خال او
۳
صورت دیوار می آید به جان بی نفسوقت بیرون آمدن از خانه در دنبال او
۴
نیست چون تیر کمان سخت بر گردیدنشمی دود هر کس ز خود بیرون به استقبال او
صفحهٔ ۱ از ۳