خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۴۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
محو چون خواهی شد آخر محو آن رخسار شوخاک چون می گردی آخر خاک پای یار شو
۲
برنمیدارد گرانی راه صحرای طلبگرد هستی برفشان از خود سبکرفتار شو
۳
در سیهکاری سرآمد روزگارت چون قلماز سر گفتار بگذر، بر سر کردار شو
۴
جامه احرام را بر خود کفن کردن خطاستگر نداری زنده شب را، در سحر بیدار شو
صفحهٔ ۱ از ۳