خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۴۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از گرانجانی گران بر خاطر دنیا مشوتا توان برداشت باری بار بر دلها مشو
۲
تا نمی در جویبارت چون سبوی باده هستبار دوش خلق از کوتاه دستی ها مشو
۳
تا توانی گوهر شهوار شد، از فکر پوچچون کف بی مغز بار خاطر دریا مشو
۴
بادبان را کشتی پربار لنگر می کندروح را از نعمت الوان حنای پا مشو
صفحهٔ ۱ از ۳