خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۵۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای فتنه سایه پرور سرو روان تومه در کمند کاکل عنبرفشان تو
۲
از خاک چون تو شاخ گلی برنخاسته استبر سرو، کج نگاه کند باغبان تو
۳
خون خورده شرم تا چمنت را رسانده استرنگ حجاب می چکد از ارغوان تو
۴
صد ترکش از خدنگ ملامت برد به خاکخورشید اگر بلند شود در زمان تو
صفحهٔ ۱ از ۳