شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۵۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در خون نشست لاله ز چشم سیاه توگل گوشه گیر گشت ز طرف کلاه تو
۲
هرگز به زیر پای نمی بینی از غروربیچاره عاشقی که شود خاک راه تو
۳
زلف این چنین ز دست تو گر می کشد عنانخواهد گرفت روی زمین را سپاه تو
۴
چشم غزال، داغ سیاهی فکنده ای استدر معرض سیاهی چشم سیاه تو
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth