خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۵۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وحشی تر از آهوست نشان قدم توکهسار شود سینه صحرا ز رم تو
۲
کوتاه نگردد به گره رشته عمرشچون زلف نهد هر که سری در قدم تو
۳
هر فتنه سرگشته که در روی زمین بودشد جمع به زیر قد همچون علم تو
۴
زین بیش دل خود نتوان خورد به امیدگر ماه تمامی که گرفتیم کم تو
صفحهٔ ۱ از ۲